لیزردرمانی کم توان

کنترا انديکاسيون هاي ليزردرماني

L.Navratil, MD ; J.Kkymplova, MD
انستيتو بيوفيزيک دانشگاه چارلز-پراگ-چکسلواکي
خيلي از کنترا انديکاسيونهاي ليزر درماني غير تهاجمي هنوز هم در مقالات به چشم ميخورند. بهر حال بعضي از آنها که ذکر مي شوند کاملا بي استفاده اند و هرگز اثبات نشده اند و ذکر مداوم آنها بخاطر اين است که مؤلفان بدون بررسي اعتبار آنها از همديگر نقل قول مينمايند.
بنا براين اشتباهات متعددي ميتواند رخ دهدو خيلي از ليزر درمانگران که آموزش مؤثر و سودمندي بر اساس اصول اوليه ليزر در پزشکي نداشته اند نه تنها از کاربرد ليزر درماني در انديکاسيونها خودداري ميکنند بلکه بيشتر اوقات به بيمارانشان توصيه ميکنند علي رغم فوايد ليزرهاي درماني از انجام آن خودداري نمايند.
کنترا انديکاسيونهايي که تا بحال ذکر شده اند در سه گروه قرار ميگيرند:
1- مواردی که عموما براي ليزر درماني مناسب نيستند
2- مواردی که در بعضي مواقع براي ليزردرماني مناسب نيستند
3- مواردی که اشتباها گفته شده براي ليزر درماني مناسب نيستند
—————————————————————————-
مواردی که عموما براي ليزردرماني مناسب نيستند
—————————————————————————-
ليزردرماني در بيماريهاي بدخيم کنتراانديکه است و اين با توجه به اثرات ثابت شده تحريک زيستي ليزر که باعث فعال شدن آنزيمهاي زنجيره تنفسي(فلاوين دهيدروژناز و سيتوکروم اکسيداز) با اثرات ضد اکسيداسيوني ميشود خودبخود قوت ميگيرد.
فرآيند اکسيداسيون بافتي در زنجيره واکنشها در طي انتقال الکترونها در ميتوکندري توسط يک سيستم انتقال از سوبسترا به اکسيژن صورت ميگيرد. انتقال هيدروژن به فلاووپروتئين به توليد ATP از ADP وابسته است و انتقال بيشتر از طريق سيستم فلاووپروتئينوسيتوکروم به دو يا چند مولکول ATP در هر جفت از پروتون هاي انتقالي حيات ميبخشد.اين چنين تشکيل ATP متصل به اکسيداسيون به نام فسفوريلاسيون هوازي معروف است. اين فرآيند وابسته به حضور کافي ADP بوده و به همين صورت تحت کنترل نوع خاصي از پس خوراند ميباشد. هر چه استفاده از ATP در بافت با سرعت بيشتري انجام شود توليد ADP نيز بدنبال آن سرعت ميگيرد وبنا بر اين فسفوريلاسيون هوازي سريعتر صورت ميگيرد.
اين باعث افزايش غلظت ادنوزين دي فسفات شده و ادنوزين منو فسفات نيز در سلولها پس از تشعشع با ليزر هاي درماني مقدار انرژي بيشتري بدست آورده و باعث تحريک وتسريع در نسخه برداري DNA ميتوکندري ها در فاز G0 تا S ميشود. افزايش مصرف موضعي اکسيژن و گلوکز ثابت ميکند که متابوليسم در بافت اشعه ديده زياد شده است.
تاباندن اشعه در ناحيه گردن بيماراني که مبتلا به هيپر تيروئيديسم هستند بخاطر تحريک زيستي توصيه نمي شود.
تا کنون کار عملي شناخته شده اي براي توصيف اثر ليزر هاي درماني بر فعاليت غده تيروئيد صورت نگرفته است بلکه فعاليتهايي که در بالا ذکر شد ميتواند بيان کننده اين حالت باشد بنابراين لازم است با دقت فوق العاده اي در اين نقطه خاص بکار رود.
صرع نيز به گفته بعضي مؤلفان کنترا انديکاسيون مهم براي ليزردرماني غير تهاجمي ميباشد . اگر چه دليل تحريک يک حمله هنوز بخوبي مشخص نشده است انتظار ميرود با يک فرکانس خاص مدوله شده با اشعه ليزر ايجاد شود.
تاباندن اشعه مستقيما به شبکيه چشم عموما به عنوان کنترا انديکاسيون پذيرفته شده است.
از کاربرد ليزرهاي درماني بر روي شکم زنان حامله و نيز بصورت داخل واژني در آنها بايستي اجتناب نمود با اينهمه چيتمن و همکارانشان گفته اند که در جنين مرغ تا کنون تغييرات تراتوژني حتي با انرژي بسيار بالاتر از استفاده هاي معمولي ديده نشده است .
قبل از شروع درمان با ليزر هاي درماني ضروري است که مطمئن شويم بيماران هر گونه دارو يا مايع يا آرايشي که حاوي ماده حساس به نور باشد استفاده ننمموده باشد. اگر مواد ذکر شده را مصرف نموده باشد با تاباندن ليزر خطر ايجاد آسيب هاي زيادي در بافت حاوي اين مواد توسط انرژي فوتون ها وجود دارد.
—————————————————————————————-
مواردی که در بعضي مواقع براي ليزردرماني مناسب نيستند
—————————————————————————————-
بعضي مؤلفان استفاده از ليزر هاي درماني رادر بيماريهاي تب دار و بيماريهاي عفوني منع نموده اند. براي اين حالت خاص سلامت و بيماري ، نياز به بررسي بيشتري است. اين ناهماهنگي در ارزيابي اثر ليزرهاي درماني بر فعاليت باکتري و ويروس بايستي با تامل بيشتري بررسي شود. بعضي کارهاي علمي بر روي حساسيت برخي ميکروارگانيسم ها نسبت به ليزرهاي درماني توجه نموده اند. اين چنين حساسيتي بخصوص در دندانپزشکي بکار ميرود که مي توان ديد. پس از تاباندن اشعه بر روي موکوزاي دهان کاهش قابليت حيات در ميکروفلورا ايجاد ميشود(اثر باکتريواستاتيک ليزر).
باکتريهاي گرم مثبت حساسيت بخصوصي دارند. اين موضوع حتي در شرايط آزمايشگاه نيز ثابت شده است و در محيط کشت با تشعشع به ميزان 2 ژول در هر ديسک تقريبا در تمام گونه هاي شايع باکتري هاي پاتوژنيک باعث کاهش رشد ميشود.
بعضي مقالات تحريک زيستي مثبت ليزر را در رشد باکتريها عنوان ميکنند.
به عنوان مثال بيشترين تحريک رشد را با انرژي 337 ميلي ژول بر سانتي متر مربع توسط ليزر گاليم آرسنايد گزارش نموده اند و مقالات ديگر نيز هيچ موردي از تحريک رشد باکتريها با انرژي در حد درماني را گزارش ننموده اند.
در اينجا نيز يک وابستگي اثر تحريک زيستي ليزر با طول موج ليزر ديده ميشود، بدين صورت که ليزر هاي را بي و نئوديميوم باعث تحريک رشد باکتريهاي گرم مثبت نمي شوند در حالي که باعث افزايش توليد پيگمان در پسودوموناس آئروجينوزا ميشوند. مطالعاتي که در دانشکده پزشکي دانشگاه پالاکي اولوموک چکسلواکي انجام شد وابستگي طول مدت مواجهه با ليزر بر روي رشد ميکروبها را هم در آگار خون و هم در محيط براث نشان داد. گونه هاي استاف آرئوس، استرپتوکوکوس بتا هموليتيک ،استرپتوکوکوس پنومونيا و نيسريا کاتاراليس جهت آزمايش انتخاب شده بودند.
در مورد اول با گونه هاي ميکروبي بکار رفته در Agar soil به مقدار 10000 ميکروب در هر ميلي ليتر هيچ گونه تغيير ماکروسکوپي در مقايسه با گروه کنترل پس از تاباندن اشعه به پليت با ليزر هليوم نئون با دانسيته انرژي سه دهم-شش دهم – يک و نيم – سه- و شش ژول بر سانتي متر مربع مشاهده نشد.
در مورد دوم گونه هاي ميکروبي در broth دو بار هر بار دو ساعت اشعه داده شدند که هر بار با انرژي 6 ژول د 5 ميلي ليتر broth صورت گرفت در تمام گونه هاي باکتري بکار رفته کشت هاي اشعه ديده در مقايسه با گروه کنترل فعاليت بالاتري را نشان ميدادند. بهر حال فعاليت بيشتر در استافيلوکوک ها مشاهده شد .
نتايج فوق اين حقيقت را روشن نمود که اثر ضد باکتري مستقيم در فرآيند ترميم وجود ندارد.
اثر مثبت اشعه ليزر در زخمهاي چرکي و زخمهاي تروفيک ميتواند بر اثر بهبود ايمني موضعي بافت اشعه ديده باشد که با فعال سازي فاگوسيتوز و تخمير کننده هاي پروتئوليتيک وبهبود جريان خون صورت ميگيرد.
اين مطالعات به روشني لزوم ارزيابي هر بيمار را بصورت جداگانه بيان ميکنند. مؤلفان ميتوانند ببينند که هيچ دليل خاصي براي خودداري از ليزردرماني غير تهاجمي در صورتي که منبع عفونت مستقيما در معرض تابش قرار نگيرد وجود ندارد. اسنفاده از ليزر باعث سرعت بخشيدن به ترميم اوليه اين چنين زخمهاي بازي مثل زخم بستر ميشود.
ممکن است تاباندن ليزر به خون نيز به عنوان کنترا انديکاسيون قيد شده باشد. خون طيف بسيار گسترده اي دارد. از يک کم خوني هيپو کروميک ساده تا يک لوکمياي ميلو بلاستيک که زندگي را به خطر مي اندازد همه جزو بيماري هاي خوني هستند. با اين حال در بيماران دچار بيماريهاي بد خيم بايستي از ليزردرماني اجتناب نمود ولي لازم نيست که از اين نوع درمان در بيماران دچار کم خوني فقر آهن ناشي از سوء تغذيه اجتناب کنيم.
تجربه چند ساله ما ثابت نموده است که ليزر درماني اثري بر طول عمر گلبولهاي قرمز ندارد و به غير از مغز استخوان ، چرا ما از کاربرد ليزر درماني در اينچنين محيطي سود نبريم.
از بکار بردن ليزر درماني در بيماران با خونريزي زياد بايد اجتناب نمود چون باعث ديلاتاسيون رگها شده و فشار خون را پايين مي اندازد.
براي استفاده از اثر ضد درد ليزر درماني غير تهاجمي ، به علت اشکال در مکانيسم بدن و افزايش خطر ايجاد آسيب در محلهاي آفتاب سوختگي و سوزش دار بايستي در بکار بردن ليزر درماني نهايت دقت را نمود.
————————————————————————————————-
مواردی که به اشتباه براي ليزر درماني مناسب تشخيص داده نشده اند
————————————————————————————————-
کنترا انديکاسيونهاي ديگري نيز وجود دارند که در تاليفات ذکر شده اند و بدليل تغيير در سطح دانش ما در ليزر درماني در هر زمان تغيير مي کنند که باعث سردر گمي پزشکان شده است. يکي از آنها مخصوصا کاربرد ليزر درماني در بيماران داراي پيس ميکر مي باشد. اين کنترا انديکاسيون مثل اين است که بگوييم نور آفتاب يا اشعه ايکس در اين افراد کنترا انديکه است. مدتهاست مشخص شده است که اين کنترا انديکاسيون به اشتباه در تاليفات وارد شده است و توسط نويسندگان مختلف به تقليد از هم تکرار شده است.
از کاربرد ليزر در محل گنادها نبايد ترسيد فقط ميزان مشخص اشعه را بايد مد نظر داشت.
با دانسيته پايين اشعه(حداکثر تا 1.3 ژول بر سانتي متر مربع) ليزر اثر تحريک کنندگي يا استيمولاتيو در سلولهاي ژرمينال مرد دارد.بهر حال با چندين بار تابانيدن و چند برابر شدن دانسيته انرژي احتمال موتاسيون را نميتوان کنار گذاشت.
هيچ اثر منفي براي درمان با ليزر غير تهاجمي در زنان در اين مورد ذکر نشده است .
از کنتراانديکاسيونهاي سؤال بر انگيز ديگر حالات ضعف و کهولت و يا اعتياد به الکل و يا دارو است که غالبا در تاليفات ذکر مي شوند. بر عکس اين قضيه کاربرد موضعي ليزر درماني در برخي از اين بيماران استفاده زيادي دارد و بخاطر عوارض کمتر آن در مقايسه با ديگر روشها ي درمان بيشتر مورد توجه قرار مي گيرد.
کار مؤلفان انگليسي ثابت نموده است که ذکر احتمال ايجاد آسيب در Epiphyseal Fissures به علت ليزر درماني بي مورد است.
نظر برخي ديگر از مؤلفان در منع کاربرد ليزر درماني در بيماران دچار آسيب به بافت مخچه نيز رد شده است و بهر حال بهتر است بگوييم در اين موارد ليزر بايد در دستان يک فرد ماهر و با تجربه باشد

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
رفتن به نوار ابزار